تبليغاتX
اینجا ایران نیست
یادداشت های اجتماعی،فلسفی،سینمایی







88/07/15


آزادی   انتخاب است


همه ی اتفاقاتی که در این چند ماه گذشت ...
یا هنوز ادامه دارد...
مرا به این نتیجه رسانده که آزادی    انتخاب است
وقتی بازی مزخرف قرمز و آبی را نمی بینم...انتخاب کرده ام
وقتی به دو طرف دعوای انتخابات پوزخند می زنم...آزادم
وقتی دختری در زندگی من پیدا شده که وحشی است
و مثل هلو تو دل برو و گس...انتخاب کرده ام
فیلم وقتی همه خوابیم بهرام بیضایی را دیدم
او هم ازادانه انتخاب کرد که سینمای ایران کثافت است
در انتخابات رای ندادم...چون انتخابی وجود نداشت
خیلی از روابطم را قطع کردم...چون آزادم
سیگار می کشم...چون انتخاب کرده ام
شاید حرف های مرا نمی فهمید...مهم نیست
چون شما یاد نگرفته اید انتخاب کنید
وآزاد باشید
انتخاب    آزادی است

لینک ثابت
  مکتوب 19:12  از عماد شوشتری  | 



88/05/01

نامه به یک علی نواصرزاده عزیز


علی نواصرعزیز از اینکه مطلب پیشین من شاخک های حسی تورا
به حرکت درآورد و چیزی را برای رفیقت نوشتی ممنون و خوشحالم
علی نواصرعزیز یاد حرفی افتادم که در مورد فیلم مرد سوم گفتی
از اینجا که بهشون نگاه کنی این ها چند تا نقطه کوچک هستند
اگر چند تا ازاین نقطه ها پاک بشن هیچ فرقی نمی کنه ...
علی نواصرعزیز تو چرا قاطی این نقطه ها شدی و من بالا تنهایم؟
حالا تو جای بتمن نشستی و داری برای مردمی میمیری که...
زود فراموشت می کنند و روایتی دیگر از تو می سازند
خباثت جوکر تنها لیاقتی است که این مردم دارند رفیق
علی نواصرعزیز یاد دعوای سارترو کامو افتادم...
حالا تو جای سارتر نشسته ای و از عمل سیاسی حرف می زنی
و من چون کامو تنها به هنر و انسان می اندیشم ...
علی نواصر عزیز آرمان ها گم نشده اند...تو شیوه را عوض کردی
مثل مخملباف که از توبه نصوح به فریادمورچگان و بیانیه خوان
سیاسی گروه ها رسید...خنده دار است
علی نواصر عزیز مگر نمی خواستی مثل بیضایی فرهنگ را بسازی
نه انگار آب و هوای تهران حال و هوای تورا میرانده رفیق
این توده ابله که ورد زبان خودت بود ...حالا بر دستشان بوسه میزنی ؟
وای بر ما...بر نسلی که نمی داند آرمان ابر انسان چیست...
وقتی خواندم که برای من ...رفیقت...خط قرمز گذاشتی
یادم افتاد مرده ام...برای تو خیلی وقت است مرده ام
بدرود شهزاده ی بی بدیل...در فراز و ...در فرود...بدرود

لینک ثابت
  مکتوب 12:7  از عماد شوشتری  |